دانلود پایان نامه : عقل در فلسفه ملاصدرا و تطبیق آن با قرآن

دانلود پایان نامه : عقل در فلسفه ملاصدرا و تطبیق آن با قرآن

تعداد صفحات: 114

فرمت فایل: word

دسته بندی:

قیمت: 5500 تومان

تعداد نمایش: 486 نمایش

ارسال توسط:

تاریخ ارسال: 12 مارس 2016

به روز رسانی در: 13 ژانویه 2018

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

5500 تومان – خرید

دانلود پایان نامه : عقل در فلسفه ملاصدرا و تطبیق آن با قرآن

پیشگفتار

قرآن کریم واژه عقل را 49 مرتبه بکار برده است. این در حالی است که نام بسیاری از مفاهیم دینی حتی یکبار هم در قرآن نیامده است. عقل، فصل ممیز انسان از سایر موجودات و پایه استدلال فلاسفه می باشد. اهمیت عقل موجب گشته در حوزه های مختلف، معانی متفاوتی برای آن مطرح شود. این تکثر کاربردها گاهی منجر به گم گشتن مقاصد اندیشمندان و کج فهمی از بیان بزرگان شده است. اختلاف برداشت از مشتقات واژه عقل در کتاب و سنت، گواه این مطلب می باشد. این توضیح، اهمیت پرداختن به مفهوم و ماهیت عقل را روشن می کند.

در باب انتخاب موضوع باید گفت، اکثر برداشت هایی که از متون مربوط به عقل در کتاب الهی می شود مبتنی بر شناخت صحیحی از عقل قرآنی نبوده است. تفاوت اساسی میان مکاتب فکری در تعریف و میزان اهمیت عقل، این سوال را ایجاد می کند که معنای حقیقی عقل چیست و آیا حجیت دارد؟علاقه ی شخصی نگارنده منجر به تحقیقی پیرامون این مساله گشت؛ از میان فلاسفه اسلامی، ملاصدرا که مدعی جمع عقل و وحی و عرفان در نظام فلسفی خود می باشد، انتخاب شد تا عقل مورد نظر او با آنچه مقصود قرآن است مقایسه شده و میزان تطبیق آنها مشخص گردد.

مشکلاتی که در مسیر تحقیق وجود داشت، عبارتند از پراکندگی موضوع و کارکردهای عقل در قرآن کریم و نیز حجم مطلب در آثار ملاصدرا به طوری که در بعضی موارد نظرات وی در آثار مختلف تفسیری و فلسفی، ناقض یکدیگر است. نگرانی اصلی  به فصل سوم – عقل قرآنی – برمی گشت،  جایی که امکان گرفتار شدن در مساله تاویل آیات الهی وجود داشت.


چکیده

معنای لغوی عقل بر بازدارندگی دلالت می کند. این مطلب در عقل مورد نظر قرآن هم تاکید شده است. عقل قرآنی به معنای فهم عمیقی است که از فطرت ناشی شده و انسان را از زشتی ها باز می دارد و به اعمال نیک راهنمایی می کند. برای رسیدن به چنین فهمی صرف پرورش ذهن کفایت نمی کند و پرورش روح از طریق رفتار هم لازم است. بنابراین برای بهره مندی از عقل – به مفهوم قرآنی آن – هم باید در کسب علوم و معارف کوشید و هم در مسیر تقوا عمل کرد.

عقل قرآنی تفاوت وجودشناسی و معرفت شناسی با عقل فلسفی ملاصدرا دارد. ملاصدرا دو معنا برای عقل قائل است: یکی موجود مجردی که منفصل از انسان است و واسطه فیض می باشد و دیگری قوه ای از نفس ناطقه انسانی که به عملی و نظری تقسیم می شود. این تفاوت در تعریف عقل منفصل و متصل فلسفی با فرایند تعقل هدفدار در قرآن، بر انطباق نظر ملاصدرا با قرآن اثر می گذارد.

 

واژگان کلیدی: ملاصدرا، عقل منفصل، عقل متصل، قرآن، تعقل.

 

فهرست

پيشگفتار                                                                                               ت

چكيده                                                                                                  ث

مقدمه                                                                                                   1

فصل اول: كليات                                                                    3

  • معناي عقل 4
    • معناي لغوي عقل 4
    • معناي اصطلاحي عقل 6
      • تقسيم بندي عقل 7
      • معناي عقل در مکتب مشاء و اشراق 7

الف) عقل از نظر ابن سينا                                                     7

ب) عقل از نظر شيخ اشراق                                                   10               

  • معناي قرآني عقل 11
    • لفظ عقل در قرآن 12
    • چند تفسير قرآني در باب عقل 14

فصل دوم: عقل از نظر ملاصدرا                                                     17

  1. عقل متصل 18
    • نفس و مراتب آن 18
      • قواي نفس 20
      • ادراك 21
    • اقسام عقل 24
      • عقل عملي و مراتب آن 24
      • عقل نظري و مراتب آن 26
        • عقل فعال 32
        • رابطه عقل عملي و نظري 33
        • موارد اشتراك عقل 36
      • عقل مطبوع و مسموع 37
        • ارتباط حال و خوي انسان با عقل 39 
      • حکمت                                                   40
      • تعقل                43
        • اتحاد عاقل و معقول                          44
  1. عقل منفصل 44
    • عقل منفصل در روايات 46
      • اولين مخلوق از نظر ملاصدرا 48
      • مراتب عقل                                       49
      • اقبال و ادبار عقل 49
      • جنود عقل 51
  1. عقل در آثار تفسيري ملاصدرا 57

فصل سوم: عقل از منظر قرآن                                                       61

  1. دسته بندي آيات مربوط به عقل 63
  2. “عقل” در قرآن 65
    • واژه هاي مترادف عقل 67
    • آيات متقارن عقل 70
  3. ويژگي هاي عقل در قرآن 73
  4. حجيت و ارزش عقل(رويكرد ارزشي قرآن به عقل) 77
  5. صاحبان خرد در قرآن 80
  6. معنايي ديگر از عقل با استفاده از سوره يوسف 83
  7. عقل در روايات 85

فصل چهارم: مقايسه نظر ملاصدرا و قرآن كريم در مورد عقل                    87

  1. آثار تفسيري 89
  2. آثار فلسفي 91

نتيجه گيري                                                                                            92

منابع                                                                                                    94

چکیده انگلیسی                                                                                              98

 

 

مقدمه

فکر و اندیشه انسان به همان اندازه که معقول و منطقی است حاوی امور نامعقول نیز می باشد. اندیشمندان اسلامی مکرر یادآور شده اند که عقل انسان گرفتار وهم است و کمتر کسی می تواند عقل خود را به طور کلی از هرگونه وهم خلاص سازد(دینانی، 1379، ج 3، ص 262). از آنجا که عقل فصل ممیز انسان است، نقش آن در اندیشه آدمی غیرقابل انکار می باشد. یکی از راههای کم کردن خطای عقل، سنجش آن با معیار وحی می باشد تا میزان حجیت آن مشخص گردد.

در خصوص پیشینه بحث خاطر نشان می شود که عقل در قرآن کریم یا در فلسفه ملاصدرا جداگانه بررسی شده است اما تحقیقی پیرامون مقایسه این دو جهت شناسایی میزان تطابق آنها باهم صورت نگرفته است. این تحقیق سعی در بیان این دو موضع دارد و در چهار فصل تنظیم گشته است

فصل نخست شامل کلیات و تعریف مفاهیم می باشد و در آن به معنای لغوی و اصطلاحی عقل اشاره شده است. فصل دوم به تعریف ملاصدرا از عقل و انواع آن می پردازد و مراتب و کارکرد آن را در آثار فلسفی و نیز تفسیری وی بیان می کند. در فصل سوم آیاتی از قرآن که مربوط به عقل هستند، دسته بندی شده اند. با تعریف عقل و واژگان مترادف آن کارکرد عقل قرآنی و حجیت آن در زندگی افراد معلوم می شود. در انتهای فصل اشاره ای کوتاه به احادیث مربوط به موضوع می شود. فصل چهارم نیز مروری بر این دو برداشت از عقل می گردد و با مقایسه آنها موارد شباهت و تفاوت مشخص می شود.

در پایان تحقیق و در قسمت نتیجه گیری نتایج حاصله از تحقیق بیان می شود و با شناسایی معنای دقیق عقل از منظر قرآن و ملاصدرا، معلوم می گردد که ملاصدرا در انطباق کامل نظریات خود – در موضوع عقل – با قرآن موفقیت تام نداشته است.

روش این تحقیق با توجه به اقتضای موضوع کتابخانه ای بود. در ابتدا مراجعه فراوان به لغتنامه ها و فرهنگ نامه های معتبر قرآنی و فلسفی نیاز بود و در ادامه یافتن مصادیق در متون مورد نظر. از آنجا که معنای عقل هم در آثار فلسفی و هم تفسیری ملاصدرا بررسی می شد، به دقت فراوان در مرز تعاریف و فضای استدلالی یا ذوقی حاکم بر اثر، احتیاج بود. در فصل قرآن نیز تفسیرهای متفاوتی از معنای عقل  وجود دارد که با تدبر در تک تک آیات عقلانی – و با محوریت تفسیر المیزان – مطالب مورد نظر استخراج شد.

سوال اصلی تحقیق عبارتست از اینکه آیا معنای عقل قرآنی و  عقل از نظر ملاصدرا با یکدیگر تطابق دارند یا خیر؟

ملاصدرا به سوره های قرآن تسلط داشته است.وی آیات قرآن فراوانی را در آثار خود حتی نوشته های فلسفی اش ذکر کرده و آن را به عنوان تائیدی برای نظرات خویش بیان کرده است.از طرفی معتقد است فلسفه باید با معارف تشریعی دین هماهنگ باشد.بنابراین تطابق نسبی آرای ملاصدرا با معارف قرآنی در مفهوم عقل،فرضیه این تحقیق قرار گرفته است.

در پایان متذکر می گردد در فصل کلیات، عقل فقط از نظر فلاسفه اسلامی بررسی شده است…

.

.

  • معنای عقل

حقیقت آن است که کلمه «عقل»- به واسطه‎ی اشتراک لفظی و معنوی- بر معانی مختلف اطلاق می‎گردد. بنابراین برای پرداختن به موضوع عقل، ابتدا باید مراد از آن مشخص شود. بدین جهت نگاهی به معانی مختلف آن از منظر لغوی، اصطلاحی و قرآنی، ضروری است.

 

  • معنای لغوی عقل

عقل در زبان فارسی به معنای علم، دانش (متضاد جهل)، شعور و قوه‎ی تشخیص می‎باشد. هم‎چنین در روانشناسی به «جنبه‎های شناختی ذهن که فرایندهای استدلال، استناد، داوری و تصور کردن را در بردارد؛ قدرتی که موجب می‎شود انسان به شناخت برسد و قضاوت کند»، معنا می‎شود. یا به «مجموع فعالیت‎ها یا اعمالی که شخص را به تفکر منطقی قادر می‎کند» گفته می‎شود. یا در معنای فلسفی آن این‎گونه تعریف می‎شود: «قوه‎ی مدرک کلمات که مرتبت کمال نفس است» (فرهنگ زبان فارسی، 1374، ص724).

اما واژه‎ی‎ عقل، لفظی عربی می‎باشد. پس لازم است معنای دقیق آن از فرهنگ های زبان عربی مشخص شود. فعل عَقَلَ به معنای رَبط و ترجمه «بست» می‎باشد. و هنگامی که می‎گوییم عَقَلَ الشیء؛ فهمه یعنی درک کرد و پی برد و به باب رفته ی آن یعنی تعقل به معنای درست فکر کرده است. خود کلمه عقل به معنای «قوه‎ی درک، نیروی دریافت و عمل بستن» ترجمه می‎شود. (فرهنگ نوین، 1357، ص451). 

ابن منظور عقل را این‎گونه معنا می‎کند «العقل: الجهر و النهی ضدالحمق» (لسان‎العرب، 1414ق، ص458).

در ادامه نقل‎های دیگران در این باب را هم ذکر می‎کند، مثلاً اینکه سیبویه آن را صفت می‎داند و می‎گوید مصدر، بر وزن مفعول نمی‎آید. پس در معنای «معقول» این‎گونه تأمل می‎کند: کانه عقل له شیء، ای حبس علیه عقله و اُیّد و سُدَّد. (همان). ابن الانباری نیز انسان عاقل را جامع در امر و رأی خود می‎داند و می‎گوید عاقل کسی است که نفس خود را حبس می‎کند و از هوی بازمی‎دارد. معنای عقل را این‎گونه هم باز می‎کند: العقل، التثبت فی‎الامور و آن را مترادف قلب می‎داند.

نکته‎ی جالب در وجه تسمیه‎ی آن است: «و یسمی ‎العقل عقلا لانه یعقل صاحبه عن‎التورط فی‎المهالک ای یحبسه» (همان). یعنی معنای حبس و جلوگیری از درگیر شدن و گرفتار شدن، در عقل موجود است.

در «المنجد» این‎گونه آمده است: عقل الشیء و عنه: فهمید آن را، معرفت پیدا کرد.  عقل به قوه‎ی ادراکات منحصر به انسان‎ها و نیز شعور- که ادراک جزئیات است- و حیوانات هم دارند، معنا شده است. عقل البعیر یعنی ساق‎های شتر را به خردگاه ساقش بست (سیاح، بی تا،ص1320). باز هم معنای بستن و حبس لحاظ شده است.

خود عقل (عقول، ج) این‎طور ترجمه شده است: «خرد، دانش، دریافت یا دریافت صفات اشیاء از حسن و قبح و کمال و نقصان، یا علم به اموری که سبب ممیز بدی از خوبی است، یا جوهری است لطیف که بدان نفس، علوم ضروری و نظری را درک می‎کند، پناه، قلعه، دل» (همان).

به‎طور کلی عقل در لغت به معنی منع و نهی است. از این جهت به این نام خوانده شده که شبیه افسار شتر (عقال) است. همان‎طور که افسار، شتر را از بدی‎ها بازمی‎دارد، عقل هم صاحب خود را از عدول از راه درست بازمی‎دارد (فرهنگ فلسفی، 1366، ج1، ص472).

نقطه‎ی مشترک در معانی‎ای که برای عقل گفته شد، دلالت آن بر بازدارندگی یا معنای نزدیک به بازدارندگی بود. این قضیه در وجه تسمیه‎ی معنا‎ی عقل کاملاً مشهود است: «عقل را از آن جهت عقل گویند که دارنده‎ی خود را از زلات نگاه دارد (فرهنگ معارف اسلامی، 1373، ج3، ص1269). حال باید دید معنای اصطلاحی آن هم مُلهَم از معنای لغوی‎اش می‎باشد یا خیر.

 

2-1 معنای اصطلاحی عقل

یکی از مسائل مهم فلسفی که حتی می‎تواند پایه و بنیاد شناخت و فلسفه قرار گیرد، مسأله عقل است. عقل، توانایی‎ها، محدودیت‎ها و شیوه‎ی آن در کشف و درک حقایق، در حکم پیش‎فرض و مقدمه‎ای جهت ورود به دنیای فلسفه است. عقل در اصطلاح اقشار مختلف معانی متفاوتی می‎دهد، به‎طوری که مراتب در آن، فقط به نحو اشتراک لفظی می‎باشد.

.

.

هدف این فصل، جستجوی ماده «عقل» و مشتقات آن در قرآن کریم و درک آن از دیدگاه قرآن است. گفتیم که کاربرد عقل در همه‎ی 49 باری که خود واژه در آیات قرآن ذکر شده، به‎صورت فعل می‎باشد.

برای بررسی عقل در قرآن دیدگاه‎های مختلفی وجود دارد. یک دیدگاه کاربرد عقل و تدبیر و تدبر است که اصطلاح تعقل را به عقل و خرد را به کار انداختن معنا می‎کند و واژه‎ی عقل می‎شود: استنتاج و به‎کار انداختن اندیشه. تعقل نمی‎کنیدِ قرآن- افلاتعقلون- یعنی آیا عقل و فکر ندارید که از مقدمه‎ی بدیهی و مشهود، استنتاج ‎کنید؟  پس معنای عقل، استنتاج نظری از بدیهی است (بهشتی، 1380، ص127).

دیدگاه دیگر به واژه عقل و کارکرد آن در حالت شدت و ضعف می‎پردازد. از این نظر توسط قوه‎ی عقل، خیر و صلاح مادی و معنوی تمییز داده شده و از تمایل به سمت خلاف جلوگیری می‎شود. هر گاه عقل شدت یافت، استعداد به‎ کمال رسیدن انسان هم قوی می‎شود و هرگاه تحت سلطه‎ی هوی ضعیف شد، انسان به سمت خسران و هلاکت می‎رود. به‎طوری که با فقدان آن، هدایت به راه حق هم منتفی می‎گردد (بقره (2)، 170) (مصطفوی، 1368، ص198).

در دیدگاهی دیگر هم با بررسی معنای لغوی عقل، در پی یافتن مؤیداتی در حوزه‎‎ی اعتقادی و عملی در آیات کتاب الهی برای تطبیق با معنای مذکور می‎آیند. اما در مورد اینکه چرا کلمه‎ی عقل در قرآن نیامده، علامه طباطبایی معتقد است عقل به معنای امروز آن،  یکی از اسماء مستحدثه است (موسوی همدانی، 1374، ج2، ص608).

آنچه مهم است فراخوان قرآن کریم به تعقل می‎باشد. قرآن، با تأکید فراوان بر تفکر، انسانها و پیامبر اکرم را به استفاده از روش عقلانی دعوت کرده است. این مسئله، اهمیت تعقل و ارزش عقل را می‎رساند. در ادامه با بررسی آیات مربوط به بحث، به مترادف‎های عقل در قرآن اشاره می‎شود و ملزومات و نقش و نتیجه‎ی استفاده از آن در زندگی بشر مطرح می‎گردد. لازم به ذکر است از روش تفسیری علامه طباطبایی، استفاده شده است.

 

 

  • دسته‎بندی آیات مربوط به عقل

آیات مربوط به عقل و خردورزی شامل موضوعاتی مانند معاد، قرآن، توحید، تاریخ و … می‎باشد. می‎توان متعلق عقلانیت قرآنی را در حوزه‎های اعتقادی (مدعیات نظری دین)، تشریع (مدعیات عملی دین)، تاریخ و حتی طبیعت دانست. اما نکته‎ی مهم، در پیوند این موضوعات با بحث «آیه» است. در بیش از نیمی از موارد، عقل با «آیات» آمده است؛ آیات و نشانه‎های تکوینی- مانند احیاء اموات و خلق آسمان و زمین- و تشریعی الهی.

از آنجا که در «آیه» از دال به مدلول می‎رسند، می‎توان گفت دعوت قرآن به تدبر و مطالعه‎ی آیات الهی، از جهت آیه بودن آنهاست. معرفت آیه‎ای به‎ معنای عبور از نشانه به صاحب نشانه می‎باشد.

توصیه‎های قرآن به تعقل و تفکر به معنای سفارش به اندیشه‎ورزی در باب مباحث دور از دسترس اندیشه‎ی آدمی یا تفکر در ذات خداوند نیست تا در مواردی هم محصول این تعقل خلاف مسلمات قرآنی باشد. بلکه مقصود، تعقل در آیات کتاب تشریع (قرآن) و تکوین (طبیعت) مانند شگفتی‎های آفرینش، بیهوده نبودن خلقت، قدرت خداوند در احیای مردگان و … است، که محصول نهایی آن هم باورمندی بیشتر به توحید و معاد و ترغیب به اعمال صالح و دوری از اعمال زشت می‎باشد (نصیری، 1387، ص322).

.

.

.

جهت دریافت و خرید متن کامل پایان نامه و تحقیق و مقاله مربوطه بر روی گزینه خرید که در بالای صفحه قرار دارد کلیک نمایید و پس از وارد کردن مشخصات خود به درگاه بانک متصل شده که از طریق کلیه کارت هایی عضو شتاب قابل پرداخت می باشید و بلافاصله بعد از پرداخت انلاین به صورت خودکار لینک دانلود مربوطه فعال گردیده که قادر به دانلود فایل کامل ان می باشد.

پاسخ دهید