دانلود پایان نامه : جمعیت و جمعیت شناسی

دانلود پایان نامه : جمعیت و جمعیت شناسی

تعداد صفحات: 82

فرمت فایل: ورد

دسته بندی:

قیمت: 5500 تومان

تعداد نمایش: 14 نمایش

ارسال توسط:

تاریخ ارسال: ۱۹ دی ۱۳۹۵

به روز رسانی در: ۱۹ دی ۱۳۹۵

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

5500 تومان – خرید

دانلود پایان نامه : جمعیت و جمعیت شناسی

 

مقدمه

کلمه جمعیت چه عبارات و مفاهیمی را به ذهن شما می آورد . جمعیت کلاس ، جمعیت شهر یا روستا ؟ جمعیت یک کشور ، رشد بی رویه جمعیت ؟ آیا تاکنون هیچ یک از مشکلاتی که به جامعه آن روبروست به افزایش جمعیت نسبت داده اند .

از ۱ تا ۶۰ به طور آرام بشمارید ، در این زمان ۱۷۰ نفر در جهان متولد می شوند . بنابراین از این لحظه تا فردا همین ساعت باید غذا ، مسکن ، آموزش و سایر امکانات برای ۲۴۵۰۰۰ نفر دیگر تأمین شود .

شاید تاکنون از خود بپرسید که چرا در کشورها سرشماری انجام می گیرد . چرا همه کشورها به گرد آوری اطلاعات جمعیتی می پردازند . بنابراین متوجه می شویم که جمعیت و بررسی عوامل جمعیتی مهم و قابل بحث است . پس در ابتدا به تعریف جمعیت می پردازیم .

جمعیت به مجموعه از افراد که دارای اشتراکی با یکدیگر از جهات مختلف مثل مسائل قومی ، نژادی ، سیاسی ، مذهبی بوده و در یک مکان با هم به سر می برند جمعیت می گویند . مثل جمعیت سیاه پوستان امریکایی یا جمعیت ارامنه آذربایجانیها . جمعیت شناسی در حقیقت یک مطالعه علمی جمعیت است که چند تعریف به شرح ذیل دارد .

  • مطالعه ساختار جمعیتی در ابعاد مختلف ، توصیف و تحلیل آماری ، بررسی حرکات جمعیت ، روابط متقابل مابین پدیده های جمعیتی از جنبه های اقتصادی – زیستی همگیدر چهار چوب علم جمعیت شناسی بررسی می گردد . پس جمعیت شناسی کلیه جنبه های مختلف مثل زاد و ولد ، مرگ و میر ، مهاجرت ، وضعیت زناشو یی ( ازدواج ، طلاق ) ، توزیع سنی ، جنسی ، جغرافیای جمعیت ، امید به زندگی را بررسی می کند .
  • پیش بینی آینده با توجه به میزان رشد جمعیت و منابع موجود را بعضی علم جمعیت شناسی
    می گویند .
  • تعریف سازمان ملل متحد : علمی که به هدف بررسی جمعیت از جهات اندازه ، ساختار ، تغییر و تحول حرکات ، خصوصیات مشترک از جنبه کمی و بررسی حرکات زمانی و هم چنین ارتباط متقابل بین پدیده های جمعیتی به لحاظ کیفی می باشد .

موضوع و تعریف جمعیت و جمعیت شناسی

کلمه جمعیت به اجتماعی از افراد مقیم در یک مکان اطلاق می شود، اعم از اینکه اقامتشان مستمر باشد یا موقت. در جمعیت شناسی معمولاً منظور از جمعیت، تجمعی است از افراد انسان که در یک منطقه – مثل شهر ور روستا به طور مستمر و معمولاً به شکل تجمعی از خانوار و خانواده زیست می کنند. از این رو، جمعیت خاصی که برای منظوری خاص در زمان و مکانی معین دور هم گرد آیند لزوماً در جمعیت شناسی مورد نظر نیست. با وجود این، گروههای محدود شغلی، اداری، فرهنگی و مشابه مثل جامعه کارمندان، تجار، پزشکان، مهندسان، کشاورزان، هنرمندان و نویسندگان نیز در بررسی های جمعیتی در برخی موارد جمعیتهای محدود محسوب می شوند و در مطالعات موردی دارای اهمیت ویژه اند. با توجه به این تعاریف، جمعیت شناسی علمی است که ابعاد، شمار، ساختار و خصوصیات و تحول جمعیتها را اصولاً با روش کمی و ریاضی بررسی می کند و امکان آگاهی و تحلیل کیفی جمعیت را فراهم می سازد.

اهداف جمعیت شناسی :

  • شناخت و آگاهی در خصوص ساختار و حالات جمعیت در بخش مورد مطالعه .
  • توصیف کامل گذشته جمعیت در یک منطقه و توزیع آن در بخش های مختلف .
  • پژوهش در روند های جمعیت و رابطه آن با جنبه های مختلف سازمان اجتماعی منطقه .
  • آینده نگری جمعیت و پیامدهای آن .

به طور کلی مباحث جمعیت شناسی در دو سطح خرد و کلان بررسی می شود . جمعیت شناسی خرد به بررسی خانواده به عنوان کوچکترین واحد اجتماعی می پردازد و جمعیت شناسی کلان شناخت کلی ساختار جمعیت با حوزه مطالعه بزرگتر و از دیدی وسیع تر مورد بررسی قرار می گیرد .

 

فصل اول

جمعیت

 

پراکندگی جمعیت بر سیاره زمین

از زمانی که حیات بر روی خاک پیداشد و انسان زندگی خود را بر روی زمین آغاز کرد، با داشتن قابلیت های طبیعی خود توانست نسل خود را آن چنان گسترش دهد و پراکنده کند که امروز جمعیت بشر از مرز ۵ میلیارد نفر فراتر رفته است. در هر ثانیه به طور متوسط ۳ نفر در یک سال ۹۵ میلیون نفر به جمعیت جهان افزوده می شود. اگر جمعیت جهان به همین منوال افزایش یابد، پیش بینی می شود بعد از گذشت کمتر از یک قرن جمعیت دنیا از مرز ۱۵ میلیارد نفر تجاوز نماید. با توجه به کثرت جمعیت کنونی زمین، اگر تراکم جمعیت خشکیهای کره زمین را از نظر بگذرانیم خواهیم دید که به سبب عوامل طبیعی و تاریخی، انسانها درون هر قاره تنها قسمت معینی از خشکیها را اشغال کرده اند. کناطق پر جمعیت دنیا در  واقع قطبهای انبوه تراکم جمعیت هستند عبارتند از :

  1. آسیای شرقی که قطب اول تراکم انسانهاست و شامل بیش از ۲/۱ میلیارد نفر چینی، ژاپنی و کره ای می باشد.

۲٫آسیای جنوبی و جنوب شرقی قطب دوم تراکم انبوه انسانی است که شامل ۳/۱ میلیارد نفر پاکستانی، بنگلادشی، برمه ای، تایلندی، ویتنامی، لائوسی، کامبوجی، اندونزیایی، مالزیایی و فیلیپینی است.

۳٫اروپای مرکزی و غربی، شبه جزایر مدیترانه و امریکای شمالی با جمعیتی نزدیک به ۱ میلیارد نفر قطب سوم تراکم انسانی را- که به نام قطب آتلانتیک شمالی خوانده می شود- به وجود آورده است. این سه قطب تراکم انسانی با هم در حدود ۴/۳ جمعیت کره زمین را تشکیل می دهند.

به غیر از سه قطب جاذبه انسانی- که توضیح دادیم- بیش از ۱ میلیارد انسان دیگر در نقاط مختلف جهان به طور پراکنده دیده می شوند.

نا پیوستگی و فاصله های تراکم جمعیت از همدیگر  اگر به مقیاسی دقیق تر پخش و توزیع جمعیت را مطالعه کنیم، خواهیم دید درون قاره ها به طور ناهماهنگ و ناپیوسته پراکنده اند؛ به طوریکه در برابر جمعیت داخلی قاره ها انبوهی از انسانها در حاشیه خشکیها، در مسافتی که بیش از ۸۰۰ و ۱۰۰۰ کیلومتر از دریا فاصله ندارند، سکنی گزیده اند. مراکز قاره ها یا به طور کامل یا نسبی خالی از سکنه
مانده اند، تنها می توان قسمتی از قاره افریقا را که عوامل تاریخی (استعمار) در پخش و پراکندگی جمعیت آن اثری خاص داشته است، از این قاعده مستثنی کرد. علاوه بر پراکندگی های ساحلی جمعیتها، نکته ای از توزیع جمعیت برداشت می کنیم این است که در داخل مناطق نیز توده های انسانی، در سمت شرق و غرب قاره ها، یکسان توزیع نشده اند. موقعیت متقابل خشکی و  دریا نسبت به هم و تأثیر آب و هوای اقیانوسی می توانند از علتهای اساسی این اختلاف باشند.

در مناطق گرم، گوناگونی توزیع جمعیت وضعی دیگر دارد. مناطق گرم امریکا (حوزه امازون ) یا افریقا (کنگو) جزء قسمت شرقی، خالی از سکنه هستند. اندونزی که از مراکز پر جمعیت ایم منطقه است (به استثنای جاوه) برای تمامی کشور ۸۳ نفر در کیلومتر مربع جمعیت دارد که تراکم متوسطی را نشان می دهد. در این مناطق، گوناگونی گسترش و توزیع جمعیتها به اوضاع طبیعی، عینی به وسعت خشکیها و کم و زیاد بودن خشکی هوا، وسعت بیابانها و شدّت و ضعف وجود جنگل بستگی دارد.

نکته مهم این است که در جمعیت پذیری ناحیه ای نباید عوامل تاریخی را ناچیز شمرد و باید دانست که دسته های انسانی چگونه به محل سکونت خود آمده اند. همچنین باید به قدمت استقرار، نظم یا
بی نظمی تشکیلات آنان، شدّت ضرباتی که از جمعیتهای مجاور خود دیده اند و نیز تکنیکی که برای بهربرداری از محیط مسکونی خود به کار برده اند، توجه کرد . (محمودی و گروه جغرافیا، ۱۳۷۶: ۱۱۴-۱۱۲)

توزیع غیر عادلانه منابع و مواد غذایی در بین جمعیت کره زمین

توزیع جمعیت امکانات تولید از مسائل مهم زمان ماست. اگر به توزیع متعادل و هماهنگ جمعیت و با منابع اقتصادی، در مقیاس محلی و منطقه ای بتوان امیدوار بود، بر عکس در شرایط کنونی در مقیاس جهانی نه تنها در چنین موازنه ای وجود ندارد، بلکه افزایش سریع جمعیت در کشورهای کم رشد از سویی و تولید و تجمع ثروت سرشار در گوشه ای از جهان کنونی در قلمرو کشورهای توسعه یافته از سوی دیگر، در تشدید سال به سال ناهماهنگی موجود نقشی مؤثر دارند. امروزه کمتر از ۳/۱ جمعیت کره زمین ۱۰/۹ انرژی صنعتی، فولاد، سیمان و … جهان را مصرف می کنند و در شرایط پیشرفت اقتصادی، اجتماعی و تکنیکی قرار دارند و بقیه جهان، که بالغ یر ۳ میلیارد انسان هستند، آینده ای روشن از نظر امکانات حیات و تأمین مواد غذایی خود دارند. در حالیکه در یک کشور توسعه یافته یک فرد می تواند سطح زندگی خود را روز بروز ترقی داده و عوامل رفاه خانوادگی را فراهم سازد، برای انسانهایی که در کشورهای توسعه نیافته به سر می برند هدف نهایی از فعالیت، کسب غذای روزانه است. اگر گروهی از کشورهای در حال رشد و توسعه اقتصادی جهان را که در مرحله عقب ماندگی خود پشت سر گذاشته و به پشتوانه منابع خویش به نظر درآمد سرانه ملی به دو بلوک تقسیم می شود.

گروهی کشورهای توسعه یافته نامید می شود که با درآمد سرانه ملی بیشتر با آهنگ افزایش و توزیع جمعیت تکامل می یابند.

گروه دیگر کشورهای توسعه نیافته اند که درآمد سرانه ملی کمتر را با افزایش سریع جمعیت دارند.

برای آنکه به عدم تناسب عظیمی که در توزیع درآمد جهان وجود دارد پی ببریم، کافی است بدانیم که تولید ناخالص ملی سرانه یک امریکایی در سال ۱۹۸۴ برابر۹۵۰،۱۵ دلار و ۶۵ برابر تولید ناخالص ملی سرانه یک هندی یعنی ۲۴۳ دلار در سال بوده است. در حالی که می دانیم در ربع قرن اخیر کشورهای توسعه نیافته در راه نجات خود کوششهای فراوان کرده اند. ( شایان ، ۱۳۸۴ : ۹۶)

توزیع جغرافیایی ویژگیهای نژادی و دینی جمعیت

نژاد- امروز از دیدگاه جغرافیا، به نام نژاد خالص وجود ندارند؛ چه حتی منزوی ترین جمعیتها که در انزوای جغرافیایی قرار گرفته اند، در اثر مهاجرتها، که تماس بین انسانها را فراهم می کند با نژادهای دیگر درآمیخته اند، بدین ترتیب بی مناسبت نخواهد بود اگر بگوییم جمعیت کنونی جهان جمعیتی دورگه و مخلوط است. با وجود این، بعضی از گروههای بزرگ انسانی که در ساختمان داخلی خود، حتی به تواتر ترکیب یافته و با هم درآمیخته اند، باز تمایز خصیصه ظاهری و برونی شان طوری چشمگیر است که نژادی معین را به چند گروه مشخص از هم جدا کرده است. همچنین رنگ پوست، مو، برش عمومی نیمرخ، خصایص و اشکال مختلف ساختمان بدنی و جسمی، توانسته است نژاد سفید پوست و سایر نژاد ها را به چند گروه تقسیم کند. تشخیص سفید پوستان اروپا از هندی و ایرانی و سامی و حامی و خاورمیان و حوضه مدیترانه یا سیاهان کرانه های اقیانوس هند از افریقا و بلاخره زرد پوستان مغولی از بومیان امریکا بر همین روال بوده است. دانشمندان بر اساس هریک از تفاوتهای بالا، تا کنون انسانها را به ۶۰ گروه تقسی بندی کرده اند ولی یک طبقه بندی معمولی بر اساس رنگ پوست، انسان ها را به ۳ گروه بزرگ نژادی سفید و زرد و سیاه تقسیم کرده است . بخش توزیع نژاد سفید روی سیاره زمین بیش از سایر نژادهاست. ( محمودی و گروه جغرافیا ، ۱۳۷۶: ۱۱۵ )

رشد جمعیت دنیا ، تاریخچه رشد جمعیت انسانی

وقتی ملاحظه می گردد که حتی در حال حاضر شناخت متقن وقاطع در خصوص حجم واقعی جمعیتها در بسیاری نواحی جهان در اختیار نداریم، مکشوف نمودن این که ما صرفاً به طور تقریبی و تخمینی شناختهایی در خصوص تعداد موجودات  انسانی که در هر مرحله از حیات  بشری  می زیستند
[ شناختهای تخمینی و تقریبی ] ( اغلب به معنی” نتایج حدسهای هوشمند و حساب شده” است ) داریم، تعجب آور نیست. بی این همه، برپایه تجزیه و تحلیل دقیق واقعیت دردسترس، مادر خصوص بسط و گسترش تعداد انسانها از یک لحاظ بسیار مطمئن هستیم ( و آن اینکه، رشد جمعیت انسانی) حقیقتاً حیرت آور و خارق العاده بوده است.

به هنگام توجه و بررسی تاریخچه رشد جمعیت انسانی، ابتدا تعیین نماییم که مرادمان از (( انسان ))چیست. بدیهی است، (( انسان )) زاده نخستی های دیگر است، در عین حال تا این زمان تصویر روشنی از تمامی حلقه های اتصال و پیوند بین او و نیاکان انسانهای قبلی اش نداریم.

بعلاوه آنگاه که ” انسان ” پا به عرصه وجود نهاد، حتی اگر همه حلقه های اتصال نمایان گردند، هنوز هم ما مشکل تعریف کردن داریم؛ به عنوان مثال، ما می خواهیم ظهور انسان را به عنوان ظهور و پیدایی خانواده حیوانات انسان نمای اولیه جنس جانورانی که انسان و میمونها نیز جزو آن اند، تعریف نماییم یا (به عنوان) انواع انسان سخنگو؟ اگر ما خانواده حیوانات شبه انسان اولیه را مبنای کار  (جهت مطالعه) تاریخچه جمعیت قرار دهیم، چه بسا مجبوریم ۵/۵ میلیون سال به عقب برگردیم، چنانچه توجه مان را به انسان سخنگو معطوف و محدود سازیم نیازمند آنیم که صرفاً حدود پنجاه هزار سال به گذشته برگردیم.

شاید مهمترین مرحله در تکامل انسان از سایر نخستی ها، پیدایی و ظهور مخلوقات زمینی و خاکی
( بیشتر از [ آفریده های ] ساکن بر روی درختها) دارای شکل و شمایلی کاملاً راست و عمودی بود که نه تنها قابلیت استفاده از ابزارها را، بلکه توانایی ساختن آنها را نیز داشتند. تمامی این مخلوقات در طبقه خانواده (( حیوانات انسان نمای اولیه )) جای می گیرند. مخلوقات آغازین پس از آنکه بطور معین و روشن با این مقوله ( که حالا نام فنی Australopithecine را به خود اختصاص داده) منطبق شده و پیوند خوردند، در طول عصر زمین شناختی ما قبل ما ([ عصر] ((Pleistocene)) ) شاید طی ۵/۵ میلیون سال قبل، رو به گسترش و پیشرفت نهاند.  Australopithecine، دارای اندامی با شکل و شمایل کاملاً راست و عمودی در استفاده از دستهای انعطاف پذیرش جهت اسلحه برای شکار حیوانات آزاد بود. بدین ترتیب برای نخستین بار پستانداری ظاهر شد که ابزارهایی جهت بقاء متکی بود(۱) توسعه و پیشرفت ابزارهایی برای شکار، مخلوقات را قادر ساخت تا در پرتو چنین پیشرفتی، جمعیت را رفته رفته افزایش دهد. (( دیوی )) تخمین زد که یک میلیون سال قبل، تنها ۱۲۵۰۰۰ مخلوق hominid که از ابزار استفاده می کردند، وجود داشتند ولیکن در ۸۰۰۰سال ق.م. جمعیت (( انسان سخنگو ))، تا آن زمان تنها ۳/۵ میلیون بود و سریعاً رو به رشد نهاد .

به عقیده دیوی افزایش شدید جمعیت گونه ها، در حدود ۸۰۰۰ سال ق.م. شروع شد که طی چهار هزار سال بعد حدوداً بمیزان ۱۶ برابر افزایش یافت. به عبارتی، این آمار و ارقام حکایت از آن می کند که زمین جمعیتی در حدود ۵/۸۶ میلیون نفر را در ۴۰۰۰ سال ق.م. تاریخ تقریبی پیدایش نخستین فرمانروایی مصریان در دره نیل- در خود جای داد.

به نظر می رسد،در چهار هزار سال بعدی سرعت رشد جمعیت کمتر بود.دیوی برآورد می کند که در عصر مسیح،جمعیت جهان ۱۳۳ میلیون نفر بود(کمتر از دو برابر رشد در مقایسه با چهار هزار سال پیشتر ).

با این همه، در این خصوص بین سایر اندیشمندان اتفاق نظر وجود ندارد؛ به عنوان مثال، (سازمان) ملل متحد گزارش می دهد که جمعیت دنیا در این عصر بین ۲۰۰ میلیون تا ۳۰۰ میلیون نفر بود.(۳) در سال ۱۶۵۰ میلادی احتمالاً جمعیت دنیا به حدود ۵۴۵ میلیون نفر بالغ شده است.

از این به بعد، همچنان که جدول شماره ۱ نشان می دهد، مستمراً افزایش شتابانی وجود داشته است. بر پایه جدیدترین برآوردهای موثق و رسمی ( سازمان ) ملل متحده کندترین میانگین ثبت شده میزان سالیانه رشد جمعیت ( از ۱۹۶۳ تا ۱۹۷۱ ) بیست در هزار بود.(۴) برخی کارشناسان جمعیت بر این عقیده اند که میزان موبوط حتی بیشتر [ ازرقم اعلام شده] می باشد؛ بر این اساس، روشن است که در سالهای اخیر، میزان رشد جمعیت دنیا، در طول تاریخ بشر بی سابقه بوده است.

پاسخ دهید