دانلود پایان نامه : توطئه و هجرت پیامبر به مدینه

دانلود پایان نامه : توطئه و هجرت پیامبر به مدینه

تعداد صفحات: 23

فرمت فایل: word

دسته بندی: -

قیمت: 2200 تومان

تعداد نمایش: 348 نمایش

ارسال توسط:

تاریخ ارسال: 14 جولای 2016

به روز رسانی در: 14 جولای 2016

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

2200 تومان – خرید

وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

موسسه آموزش عالی کار واحد قزوین

رشته کارشناسی حقوق

عنوان:

توطئه و هجرت پیامبر به مدینه

توطئه سران قریش براى کشتن پیامبر صلی الله علیه و آله – آخرین روز ماه صفر سال اول هجرى قمرى / ۳۰ صفر

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، سه سال به طور پنهان و ده سال به طور آشکار در مکه معظمه، مردم را به دین اسلام دعوت کرد و در این مدت، تعدادى از اهالى مکه (اعم از آزادگان و بردگان) به او ایمان آورده و دین اسلام را پذیرا شدند. ولیکن دعوت پیامبر صلی الله علیه و آله و مسلمان شدن مردم، بر سران مکه و بزرگان طوایف قریش و سایر سران قبایل این منطقه از عربستان، گران و سنگین آمد و با ادامه آن، منافع دنیوى و ستم ‏کارانه خویش را بر باد فنا دیدند. بدین جهت از آغاز ظهور پیامبر صلی الله علیه و آله با او مخالفت و دشمنى ورزیدند.

آنان از هر راه ممکن بر آن حضرت سخت گرفته و براى او مانع ‏تراشى کردند. به ویژه نسبت به مردمى که مسلمانى اختیار کردند، با شدت تمام رفتار نمودند.

سرانجام در واپسین روزهاى ماه صفر سال سیزدهم بعثت، چهل نفر از سران قریش در “دارالندوه” که محل اجلاس اعیان و اشراف قریش بود، جلسه‏اى تشکیل داده و تصمیم گرفتند که رسول ‏خدا صلی الله علیه و آله را به طور ناجوانمردانه به قتل آورند.

آنان که از افکار شیطانى و اندیشه ‏هاى ابلیسى برخوردار بودند، قرار گذاشتند که از هر طایفه، یک نفر به صورت گروهى در تاریکى شب به خانه رسول ‏خدا صلی الله علیه و آله هجوم آورده و با شمشیرها و یا ابزارهاى دیگر خویش آن حضرت را در رختخوابش به قتل آورند. تا از این راه، پیامبر صلی الله علیه و آله را از میان برداشته و بنى ‏هاشم را توان مقابله و تقاص با تمام قبایل توطئه ‏گر نباشد.

آنان در این تصمیم خود، ابولهب، عموى پیامبر صلی الله علیه و آله را که با آن حضرت از آغاز دشمنى مى ‏کرد، با خود همراه کردند تا نماینده ‏اى از بنى ‏هاشم نیز در جمع خود داشته باشند.

جوانان فریب ‏خورده قریش با هماهنگى کامل، در شب اول ربیع ‏الاول به خانه رسول ‏خدا صلی الله علیه و آله هجوم آورده و آن را از آغاز، در محاصره کامل خویش گرفتند. آنان قصد داشتند که در ابتداى شب، مقصود خویش را عملى کنند، ولى ابولهب، آنان را مانع گردید و گفت: تا طلوع فجر صادق اجازه نمى ‏دهم، داخل خانه محمد صلی الله علیه و آله گردید.

همگى تا طلوع فجر، لحظه ‏شمارى مى ‏کردند و از روزنه ‏هاى اتاق، بستر آن حضرت را زیر نظر داشتند.

از سوى دیگر جبرئیل امین، این خبر را به پیامبر صلی الله علیه و آله رسانید و او را از سوى خداوند متعال، مأمور کرد که به سوى یثرب (مدینه) هجرت کند.

اما بیرون رفتن آن حضرت از خانه و خالى گذاشتن رختخواب، دشمن را حساس مى ‏کرد و در أمر هجرت، مشکلى به وجود مى ‏آورد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله براى اجراى فرمان الهى، به پسر عمویش على‏ بن ‏ابى ‏طالب علیه السلام که از یاران نزدیک و فداکار آن حضرت بود، پیشنهاد کرد که در جاى او بخوابد و با فریب مشرکان، مسئله سرنوشت ‏ساز هجرت را مهیا سازد.

امام علی علیه السلام که خطر مرگ را در جلوى چشمان خویش مجسم مى ‏کرد، به آن حضرت عرض کرد: اى رسول ‏خدا، اگر من در جاى تو بخوابم، تو از دست مشرکان رهایى خواهى یافت؟

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: بلى، من رهایى مى ‏یابم.

على علیه السلام در این هنگام خوشنود شد و اعلام آمادگى کرد و به رختخواب پیامبر صلی الله علیه و آله رفت و در آن جا به راحتى آرمید.

پذیرش پیشنهاد پیامبر صلی الله علیه و آله از سوى على ‏بن‏ ابى ‏طالب علیه السلام، نشاط تازه‏اى در رسول ‏خدا صلی الله علیه و آله به وجود آورد و او را در پیگیرى هدف‏ هایش مصمم ‏تر نمود.

خداوند متعال در فضیلت امام على ‏بن ‏ابى‏ طالب علیه السلام، این آیه را نازل فرمود:

«وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْرى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرضاةِ اللّهِ، وَاللّهُ رَئُوفٌ بِالْعِبادِ».

پیامبر صلی الله علیه و آله از میان مهاجمان و محاصره ‏کنندگان قریش، بدون متوجه شدن کسى از آنان، از خانه خویش خارج گردید. آن حضرت به سوى کوه ‏هاى اطراف مکه رفت و در “غار ثور” پناه گرفت و در بین راه به ابوبکر بن‏ ابى ‏قحافه رسید و وى را نیز به همراه خود به غار برد.

مهاجمان در هنگام بامداد، به طور گروهى داخل اتاق رسول ‏خدا صلی الله علیه و آله شده و به سوى رختخوابش هجوم آوردند. ناگهان امام على علیه السلام از میان رختخواب برخاست و بر آنان بانگ‏ زد: واى بر شما، چه کار مى ‏کنید؟

مهاجمان که ناباورانه، على علیه السلام را در رختخواب پیامبر صلی الله علیه و آله مى ‏دیدند، از او پرسیدند: پس محمد صلی الله علیه و آله کجا است؟

على علیه السلام پاسخ داد: او را به من نسپرده بودید تا از من بخواهید.

میان آنان و على علیه السلام سخنانى رد و بدل شد و چون چیزى دستگیرشان نگردید، با خشم تمام از خانه پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون رفته و در پى آن حضرت به راه افتادند.

پیامبر صلی الله علیه و آله سه روز در غار ثور پنهان بود و در روز چهارم به سوى مدینه هجرت کرد و در روز دوشنبه، دوازدهم ربیع ‏الاول وارد مدینه شد و مورد استقبال باشکوه اهالى این شهر قرار گرفت.

وقوع لیلة المبیت و آغاز هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله را برخى از مورخان، در شب آخر ماه صفر دانسته، و برخى دیگر در شب اول ماه ربیع ‏الاول ذکر کرده‏اند. ولى به نظر مى ‏آید که تشکیل جلسه دارالندوه در واپسین روزهاى ماه صفر، و لیلة المبیت در نخستین شب ماه ربیع ‏الاول سال سیزدهم بعثت واقع شده ‏باشد.

زمینه های هجرت به مدینه

رویکرد به تبلیغات موسمی

از این پس پیامبر به صورت موسمی و در مواقعی خاص به دعوت می پرداخت و در واقع همان سیاست سالهای نخست بعثت را در پیش گرفت و به انجام دعوت در مواقع حج و ایام حرام مشغول شد. این نوع تبلیغات هر چند در اوایل سال اول (یازدهمین سال بعثت) ثمری برای پیامبر نداشت ولی در اواخر آن و نیز سال دوم و سوم (سال دوازدهم و سیزدهم بعثت) به تدریج زمینه های مهاجرت سوم، یعنی هجرت به مدینه را فراهم ساخت.

در واقع فعالیتهای تبلیغی پیامبر در این مقطع (سال 11 تا 13) را می توان جست و جویی برای یافتن فرصت و راه چاره ای برای نجات از وضع موجود دانست. این اقدامات پیامبر را می توان به دو مقطع تقسیم کرد:

1- فعالیت های تبلیغی سال یازدهم بعثت

سخنرانی در موسم حج

در ایام حج، اعراب در نقاط مختلف تجاری مانند عکاظ، مجنه و ذی المجاز گرد هم می آمدند و معمولا شاعران گرمی بخش محافل می شدند. پیامبر از این فرصت استفاده می کرد و در نقطه ای بلند می ایستاد و خطاب به مردم می فرمود: به یگانگی خدا اعتراف کنید تا رستگار شوید; با نیروی ایمان می توانید زمام قدرت را به دست گیرید و تمام مردم را زیر فرمان خود در آورید و در آخرت در بهشت جای گیرید.

دیدار با سران عشایر و دعوت آنان

پیامبر در ایام حج با رؤسای قبیله ها تماس می گرفت، حتی آنان را به خانه خود دعوت می کرد و پیام رسالت را به آنان ابلاغ می نمود. گاهی هم که مشغول سخن گفتن می شد، ابولهب از پشت سر می رسید و می گفت: مردم! سخن او را باور نکنید زیرا او با دین نیاکان شما مخالف است. این نوع رفتارهای ابولهب تاثیر سوئی در پذیرش دعوت داشت. قبایل به طور عمومی دعوت پیامبر را نمی پذیرفتند تا اینکه پیامبر آیین خود را به گروهی از بنی عامر که وارد مکه شده بودند عرضه کرد. مردی به نام بحیرة بن فراس و یکی از بزرگان قبیله اظهار کردند که اسلام را می پذیریم و تمام نیروی خود را در اختیارتان می گذاریم به این شرط که کار جانشینی بعد از خود را به ما وا گذارید. اما پیامبر به این پیشنهاد پاسخ رد داد و فرمود: الامر الی الله یضعه حیث یشاء.

دیدار سرنوشت ساز

سرانجام در ایام حج سال یازدهم بعثت، ملاقات سرنوشت سازی روی داد که بعدها به دیدار گروه شش نفری مشهور شد. به گزارش ابن اسحاق، زمانی که رسول خدا به دعوت قبایل در موسم حج مشغول بود، در عقبه به گروهی از خزرجیان برخورد کرد. حضرت از آنها خواست بنشینند و به حرفهایش گوش کنند. آنان نیز نشستند و از دعوت پیامبر با خبر شدند و چون قبلا از یهودیان شنیده بودند که پیامبری ظهور خواهد کرد، وی را همان دانستند و دعوتش را پذیرفتند. آنها به پیامبر گفتند: ما در حالی قوم خود را ترک کرده ایم که بدترین دشمنی و شرارت میان آنها وجود دارد. امیدواریم با پذیرفتن دعوت تو با یکدیگر متحد شوند. ما اکنون به سوی یثرب بر می گردیم و آیین تو را عرضه می داریم; هر گاه همگی بر پذیرفتن آن اتفاق کردند، گرامی تر از تو کسی نزد ما نخواهد بود.

این افراد عبارت بودند از: اسعد بن زراره، عوف بن حارث، رافع بن مالک، قطبة بن عامر، عقبة بن عامر، جابر بن عبد الله بن رئاب.

به این ترتیب سپاه تبلیغی شش نفره از اهالی خود یثرب، به آن شهر رهسپار شد تا با عزمی دو چندان به تبلیغ دین اسلام بپردازد. چنان که طبری می نویسد فعالیت این شش نفر به گونه ای انجام شد که خانه ای در یثرب نبود که سخن از پیامبر در آن نباشد.

2- فعالیت های تبلیغی سال دوازدهم و سیزدهم

پیمان عقبه اول

تبلیغات متعهدانه گروه شش نفری موجب شد تا گروههایی از یثربیان به اسلام روی آورند. برای همین در سال دوازدهم بعثت، دسته ای دوازده نفره از یثرب حرکت کردند و با رسول خدا صلی الله علیه و آله در عقبه ملاقات نمودند و نخستین پیمان اسلامی میان آنان بسته شد. متن پیمان چنین بود: «با رسول خدا پیمان بستیم که به این وظایف عمل کنیم: ان لا نشرک بالله شیئا و لا نسرق و لا نزنی و لا نقتل اولادنا و لا ناتی ببهتان نفتریه بین ایدینا و ارجلنا و لا نعصیه فی معروف; «به خدا شرک نورزیم، دزدی و زنا نکنیم، فرزندانمان را نکشیم، به یکدیگر بهتان نزنیم و در کارهای نیک نافرمانی اش نکنیم.»

رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنان فرمود: اگر بر طبق این پیمان عمل کنید جایگاه شما بهشت است و اگر نافرمانی کنید، کار دست خداست; یا می بخشد یا عذاب می کند. این دوازده نفر به یثرب برگشتند و مدتی بعد ضمن نامه ای از پیامبر درخواست کردند برای آنان مبلغ دینی بفرستد.

همچنین نقل است که دو نفر (معاذ بن بن عفرا و رافع بن مالک) نزد رسول خدا آمدند تا کسی را برای تعلیم دین نزد آنان بفرستد. در پی این درخواست، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مصعب بن عمیر را برای تعلیم و تبلیغ نزد آنان فرستاد. وی امر جماعت و جمعه و نیز قرائت قرآن را عهده دار شد و به تبلیغات گسترده ای به نفع اسلام دست زد. یکی از بزرگ ترین موفقیتهای او مسلمان کردن یک قبیله (بنی عبد الاشهل) بود.

ابن اسحاق در این باره می گوید: اسعد و مصعب نزدیک خانه های بنی عبد الاشهل و بنی ظفر زندگی می کردند. وقتی سعد بن معاذ و اسید بن حضیر متوجه حضور آنان شدند، تصمیم گرفتند آن دو را بیرون برانند. اسید نزد آنان آمد ولی با شنیدن آیات قرآن تحت تاثیر قرار گرفت و مسلمان شد. سعد بن معاذ (اسید فرزند خاله او بود) به دنبال وی نزد آنان آمد و او نیز مسلمان شد. سعد بعد از آنکه مسلمان شد نزد بنی عبد الاشهل آمد و چون بزرگ آنان بود از آنها خواست تا مسلمان شوند. خاندان بنی عبد الاشهل دعوت وی را لبیک گفتند و همگی مسلمان شدند. همین امر موجب نفوذ اسلام در میان اوس و خزرج شد و به این ترتیب زمینه برای حضور پرشورتر در ایام حج سال دیگر فراهم تر شد. در تاثیر اقدامات تبلیغی مصعب همین بس که بلاذری در فتوح البلدان می نویسد:

«فتحت المدینة بالقرآن; مدینه با قرآن فتح شد.»

پیمان عقبه دوم

در سال بعد، تعداد قابل توجهی از تازه مسلمانان یثرب در موسم حج شرکت کردند. کاروان یثرب شامل پانصد نفر بود که هفتاد نفر آنان مسلمانان بودند. بلاذری رقم بیعت کنندگان را هفتاد مرد و دو زن می داند. دو نفر از اعضای کاروان (عویم بن ساعده و سعد بن خیثمه) در مکه نزد رسول خدا رسیدند و قرار شد در ایامی که حجاج در منی هستند (در عقبه) با وی دیدار کنند. در شب موعود (13 ذیحجه)، مسلمانان با رعایت اصول پنهان کاری، خود را به شعبی که آنجا بود رساندند زیرا رسول خدا فرموده بود نباید کسی را بیدار کنند و منتظر فرد غایبی شوند. به همین خاطر، یثربی ها تک تک و دو به دو به سوی منطقه مورد نظر رفتند. در آنجا چند نفر سخن گفتند; از جمله براء بن معرور گفت: به خدا سوگند هرگز در دل ما غیر از آنچه بر زبان ما جاری می شود، چیز دیگری نیست. ما جز صداقت و عمل به پیمان و جانبازی در راه پیامبر، چیزی در سر نداریم. بعد از آن پیامبر آیاتی چند از قرآن خواند و فرمود: با شما بیعت می کنم بر این که از من دفاع کنید همان طور که از فرزندان و اهل بیت خود دفاع می کنید. باز براء برخاست و گفت: ما فرزندان جنگ و تربیت یافتگان جبهه های نبرد هستیم. بعد از آن جمعیت بیعت کردند و به آرامی پراکنده شدند. ابوالهیثم هنگام بیعت گفت: ای رسول خدا! ما با یهودیان پیمان بسته ایم، حالا ناچاریم از آن صرف نظر کنیم پس سزاوار نیست شما روزی از ما دست بردارید و به سوی قوم خود برگردید. پیامبر فرمود: شما با هر کسی پیمان بسته اید، من آن پیمان را محترم می شمارم …

آنگاه دوازده نفر نماینده برای آنها انتخاب کرد. رسول خدا قول داد در موقع مناسب، مکه را ترک کند و به مدینه برود.

نکاتی در باره اهمیت این پیمان

به این ترتیب معلوم می شود اندیشه هجرت پیامبر، حد اقل از پیمان دوم عقبه، رسمیت می یابد و شکل یک تعهد را به خود می گیرد که پیامبر باید در فرصت مناسب به آن عمل کند.

جهت دریافت و خرید متن کامل پایان نامه و تحقیق و مقاله مربوطه بر روی گزینه خرید که در بالای صفحه قرار دارد کلیک نمایید و پس از وارد کردن مشخصات خود به درگاه بانک متصل شده که از طریق کلیه کارت هایی عضو شتاب قابل پرداخت می باشید و بلافاصله بعد از پرداخت انلاین به صورت خودکار لینک دانلود مربوطه فعال گردیده که قادر به دانلود فایل کامل ان می باشد

پاسخ دهید